محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
507
اكسير اعظم ( فارسى )
و گاهى اين همه به شراب آميخته بر رو طلا مىكنند و گاهى بلعاب اسپغول مىآميزند و بر پارچه طلا كرده بر روى مىچسپانند بعده قلع كرده به آب گرم كه در آن سرطانات نهرى جوشانيده باشند مىشويند و اين در تحسين لون متغير از اسباب مذكوره بالغ النفع است . و اما تحسين لون عرائس و الوان اصحا پس بگيرند سفيداب اصفر كه از اسرب و رصاص قلعى مىگيرند و در شير زنان حل كنند و پنبه بدان بيالايند و روى را به آب گرم شسته بجامه پاك كرده آن پنبه را بر رو بگردانند و ساعتى روى را پوشيده بگشايند كه اين رنگ چهرهء صحيحان بسيار نيك كند و از چيزى كه بدان تغير رنگ به سوى سياهى نزد حاجت او مىكنند اين است كه بگيرند خبث الحديد مثل غبار سوده و با عدس سوخته سوده آميخته بر رو طلا نمايند بعده در حمام داخل شوند و بر آن آب نيمگرم بريزند بعده روى را بدست بمالند كه اين تغير او بسياهى شبيه به الوان تسويد شمس گرداند و از اشياى كه بدان رنگ را زرد مىكنند اين است كه بگيرند زيره كرمانى و با ربع آن زرد چوب بسيايند و به آرد جوارى آميخته بر چهره طلا كنند بعده به آبى كه در آن انجير پخته باشند بشويند كه اين چهره را مثل رنگ مريضان گرداند و از چيزى كه بدان رنگ چهره سرخ شبيه بشقرت گردانند اين است كه بگيرند شيطرج هندى و در سركه جوش خفيف دهند بعده خرقه در اين سركه آلوده بدان ضرب خفيف متواتر بر چهره دهند كه اين روى را بسيار سرخ كند به غير آنكه معلوم شود كه اين سرخى از لون طبيعى او نيست . [ ابن الياس ] ابن الياس گويد كه هرگاه رنگ شاطب بود و اراده سفيد كردن او بود هر صبح جلاب سكنجبين ساده ده درم و شربت سيب دو درم به گلاب ده درم بنوشند و غذا قليه با توابل از لحوم به گردن بزغاله بگزر نر يا پياز و از اطعمهء غليظهء مولد سودا خاصهء از نانخواه و كرويا و حيصل حذر كنند و غمره استعمال نمايند بگيرند بيخ نى و تخم خربزه و آرد ترمس و آرد باقلا و آرد جو و آرد نخود مساوى به شير تازه سرشته بر رو طلا كنند . و چون اراده سرخ كردن روى باشد تدبيرش خوردن لحوم و حلويات و ترك استفراغ و مشى بسيار و رياضت و تعب و خواب روز و جماع است و امر به خوردن سير و پياز و گزر و قليهء متوبله و استحمام كثير به آب گرم و دلك وجه در حمام بخرقه بدلك لين معتدل كنند و چهره را بلك مع اندكى سفيداب ارزيز طلا نمايند . [ گيلانى ] گيلانى گويد كه اين غمره چهره را سفيد گرداند جو مقشر چهار جزو تخم خربزه آرد باقلا آرد نخود سبوس جوارى و كتيرا هر واحد دو جزو ترمس يك جزو همه را باريك سائيده بشب طلا كنند و صبح بشويند و سه روز يا پنج روز اين عمل كنند . ديگر كه وجه را جلا دهد بادام شيرين و كتيرا و آرد نخود و باقلا سائيده به ماء الشعير در شب طلا نمايند و صبح به آب سبوس بشويند . ديگر بگيرند آرد عدس و نخود و باقلا و آرد ترمس و جو و بادام شيرين مقشر باريك سائيده هر واحد يك جزو كتيرا نيم جزو به ورق صناعت ربع جزو همه را باريك سوده به شير تازه به سرشند و بر رو طلا كنند و يك شبانه روز بدارند بعده به آبى كه در آن سبوس آرد سفيد جوشانيده باشند بشويند و دو سه بار اعادة آن كنند تا آنكه روى سفيد گردد . ديگر كه بهتر است اشنان مربى به آب خربزه سه روز و خشك كرده سائيده يك جزو پوست عدس پوست بيخ نى هر واحد ربع جزو همه را باريك سائيده به آب سرشته بر چهره طلا كنند و تضميد برگ كرنب يا ترب يا پودينهء قويتر از آن است كسى كه ارادهء تحمير وجه كند ادمان خوردن لحمان و شرب شراب جيد كهنه و اكل ثوم و سفرجل و استحمام به آب گرم بسيار كند و چهره را دلك معتدل نمايد و زنان با وجود اين تدابير بر چهرهء خود گلگونه مرتب از لك خوب ساخته به اندك سفيداب ارزيز طلا نمايند . [ سرهندى ] سرهندى گويد كه در فساد لون از مجربات خبث الحديد بر به اين صفت است بگيرند خبث الحديد كهنه كه در ويرانه يافته مىشود و در آتش سرخ كنند و در بول ماده گاو نازائيده هفت بار سرد نمايند بعده در نقوع ترپهله هفت مرتبه بعد از آن اقراص بسيار ساخته در ظرف مسى نهند و بر آن برگ درخت پيپل بپوشند و زير و بالاى او پاچك دشتى نهاده آتش دهند تا آنكه اقراص بسوزند و در آب ليمو هفت بار پس در سركه هفت بار و همچنين در آبكامه سرد كنند بعده در آب گهيكوار اقراص ساخته به دستور سابق بسوزند بعد از آن در شير آكه تر كنند و بدان لطوخ سازند و در ظرفى كرده گل حكمت نمايند و در آتش پاچك دشتى بسوزند و بعد سرد شدن برآورده باريك سوده بردارند و به قدر يك ماشه به روغن گاو لت كرده بخورند و اين مجرب جيدست و چيزى از عقاقير در اين باب عديل او نيست حفظ جلد از آفتاب و باد و سردى شيخ مىفرمايد لازم است كه بسفيدى بيضه يا به آب صمغ يا به موم روغن طلا كنند و يا بگيرند نان ميده و در آب تر كرده صاف نموده هم چند آن سفيدى بيضه آميخته بر چهره بمالند . خجندى گويد كه اين غمره در سفر براى حفظ وجه از گرمى و سردى نافع است كتيرا صمغ عربى لعاب اسپغول خشك سوده لعاب بهدانه مساوى بسفيدهء بيضه آميخته خشك كننده بعده سوده به شيره تخم حرفه سرشته وقت سير طلا نمايند و هنگام آرام بشويند . و ايضاً كعك در آب تر كرده بر رو طلا كنند و اين غمره با وجود منعفت مذكوره چهره را سفيد نيز مىكند آرد نخود نشاسته كتيرا سفيدى بيضه به روغن گل يا بشحم ماكيان آميخته بشب طلا كنند و صبح بشويند بعده طلا نمايند . جرجانى گويد كه سميد پاكيزه در آب صمغ حل كنند و با سفيدهء بيضهء مرغ طلا كنند . حكيم صادق على خان مىنويسد هركه در سفر باشد ضرور است كه رنگ روى آن متغير شود بايد كه چيزى لزج مثل لعاب اسپغول و كتيرا و صمغ عربى بر روى طلا نمايند تا از اثر گرمى و سردى و غبار محفوظ ماند و نان خشك در آب خيسانيده طلا نمودن نيز مفيد بود و ماليدن موم روغن كه موم سفيد را در روغن چنبيلى گداخته تكرار از آب بشويند نيز در اين باب مفيد است و بعضى عطر هم در اين تركيب داخل مىكنند بسيار خوشبو مىشود